تبلیغات
منتظــــــــــــریار

مهدی موعود از نسل امام حسین است یا امام حسن؟

مهدی موعود از نسل امام حسین است یا امام حسن؟

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : چهارشنبه 11 فروردین 1395 10:50 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

چرا دعاى فرج را نمى خوانى؟

چرا دعاى فرج را نمى خوانى؟

ابو الحسین بن على ابى البغل كاتب مى گوید:از طرف ((ابى منصور بن صالحان)) مسئول انجام كارى شدم. اما در طى انجام مسئولیت قصورى از من سر زد، آنچنان كه او بسیار خشمگین شد، و من از ترس، متوراى و مخفى شدم و او در جستجوى او بود.
در یكى از شبهاى جمعه به طرف مقابر قریش - مرقد امام كاظم (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) - براى عبادت و دعا رفتم. آن شب هوا بارانى و طوفانى بود. به خادم حرم مطهر كه ((ابا جعفر)) نام داشت گفتم: درهاى حرم را ببند تا من بتوانم در خلوت مشغول دعا و راز و نیاز باشم. زیرا بر جان خود ایمن نیستم، و ممكن است كسى قصد سوئى نسبت به من داشته باشد.
او نیز قبول كرد و درها را بست.
نیمه شب، در حالى كه باد و باران همچنان ادامه داشت و هیچ كس ‍ در آنجا نبود، مشغول دعا و زیارت و نماز بودم كه ناگاه صداى پایى از طرف قبر امام موسى بن جعفر (علیه السلام) به گوشم رسید. مردى را دیدم كه مشغول زیارت حضرت امام كاظم (علیه السلام). او ابتدا بر حضرت آدم (علیه السلام) و انبیاء عظام (علیه السلام) درود فرستاد، آنگاه یك یك ائمه معصومین (علیهم السلام) را مورد خطاب و سلام قرار داد تا به امام دوازدهم حجت بن الحسن (علیه السلام) رسید اما نام ایشان را ذكر نكرد.
من تعجب كردم و باخودم گفتم: شاید نام حضرت را فراموش كرد، یا امام (علیه السلام) را نمى شناسد، و یا اصلا به امامت ایشان اعتقاد ندارد و مذهب دیگرى دارد وقتى زیارتش به پایان رسید دو ركعت نماز خواند و متوجه قبر امام جواد (علیه السلام) شد، و به همان ترتیب مشغول زیارت و سلام شد و دو ركعت نماز خواند.
من ترسیدم، زیرا او را نمى شناختم، و جوانى بود در هیئت مردى كامل و پیراهنى سفید بر تن و عمامه اى بر سر داشت كه انتهاى آن را از زیر گلو گزرانده بود همچنین شالى به كمر بسته و عبایى بر دوش ‍ انداخته بود. پس از نماز به من فرمود: اى ابوالحسین بن ابى البغل! با دعاى فرج چه قدر آشنایى؟
گفتم: آقاى من! كدام دعا؟
فرمود دو ركعت نماز بخوان و بگو:
یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح، یا من لم یواخذ بالجریره و لم یهتك الستر، یا عظیم المن یا كریم الصفح یا حسن التجاوز، یا واسع المغفره، یا باسطالیدین بالرحمه، یا منتهى كل نجوى، و یا غایه كل شكوى، یا عون كل مستعین، یا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها.
سپس بگو:

ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 7 آذر 1393 12:50 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

ای كاش بشنوم به قنوت شما شدم

ای كاش بشنوم به قنوت شما شدم

من شامل دعای تو یا ایها العزیز

قلبم گرفته است به داد دلم برس

تا حس كنم صفای تو یا ایها العزیز

تاریخ ارسال : جمعه 16 آبان 1393 01:12 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

گم شده است...


دلم برای جمکرانش تنگ شده است...

انجا که وقتی نفس میکشی


وجود امامت را حس میکنی

انجا که وقتی باران میبارد


یاد اشک های اومیفتی

انجا که غروب جمعه هایش


یادت می اندازت غربت او را


خلاصه دلم برای جمکران که اری اما...

بیشتر برای او تنگ شده است...


برای او که درمیان گناهانمان


گم شده است...

تاریخ ارسال : پنجشنبه 17 مهر 1393 10:45 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

یوسف زهرا کی آید از سفر

 

بوی عطر یاس دارد جمعه ها

وعده دیدار دارد جمعه ها

جمعه ها بر عاشقان آیینه است

جمعه ها دل باد دلبر می کند

نغمه یابن الحسن سر می کند

انتظار جمعه ها کی آید به سر

یوسف زهرا کی آید از سفر

تاریخ ارسال : سه شنبه 15 مهر 1393 05:50 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی...

 

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه اشکها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل اتشین سخن تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم نه"


ولی برای عده ایی چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح"ظهر"غروب شد نیامدی

تاریخ ارسال : سه شنبه 15 مهر 1393 05:49 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم!


ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم!


جز سایه دستان تو، جایی نداریم

تو آبروی خاکی و حیثیت آب


دریا تویی؛ ما جز تو دریایی نداریم . . .

تاریخ ارسال : دوشنبه 14 مهر 1393 05:53 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

خدایا مردم از هجران مهدی


خدایا مردم از هجران مهدی


ندیدم چهره تابان مهدی

چنانم کن که بنمایی حسابم


مرا در زمره یاران مهدی . . .

تاریخ ارسال : دوشنبه 14 مهر 1393 05:49 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

تا کی کنم حکایت شرح غم جدائی...


ای آفتاب هستی ای شور عشق ومستی


بازآ بخوان کلامی زان معجز الهی

ای دیده ها به راهت ای قائم هدایت


تا کی کنم حکایت شرح غم جدائی

تاریخ ارسال : دوشنبه 14 مهر 1393 05:45 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

المهدی طاووس اهل الجنه...

تاریخ ارسال : دوشنبه 14 مهر 1393 03:12 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار
کل صفحات :3
1
2
3