تبلیغات
منتظــــــــــــریار

آیا سكوت بهتر نیست؟

آیا سكوت بهتر نیست؟

ـ نظریّه سوّم: گروهى دیگر می گویند نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف كرد، و در جواب این نوع سؤالات كلمه «نمیدانم» و «نمیدانیم» را بر زبان جارى می كنند، چرا كه اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادى ما نیامده است كه باید معتقد شویم به امام زمانى كه ازدواج كرده یا نكرده است، این نوع موضوعات از مسائل شخصى است كه معمولا در روایات نیامده و كسى هم به آن نپرداخته است، حتّى امام عسكرى(علیه السلام) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش چیزى نفرموده است.

نگاه اجمالى به تاریخ غیبت صغرى و كبرى حاكى از وجود نداشتن چنین مسائلى است، و حتّى كسانى كه توفیق لیاقت ملاقات با آن حضرت را یافتهاند، هیچگونه سؤالى درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است، و غالباً به دلیل مشكلات فراوان یا نیازهاى مادّى و معنوى و یا پرسیدن مسائل علمی از این گونه سؤالات غافل بودهاند، گرچه اساساً سؤال نكردن از ازدواج طبیعى است چرا كه خیلى اوقات پیش میآید كه سالها با اشخاص و دوستان زیادى آشنا هستیم ولى لزومی نمیبینیم كه از زندگى شخصى او سؤال كنیم، مثلا بگوییم آیا همسر دارید؟ اگر دارید دختر چه كسى است؟ آیا فرزند دارید؟ جنسیّت آنها چیست؟ و... لذا اساساً لزومی ندارد كه از این گونه امور مطّلع شویم و این مسائل در زندگى ما نیز هیچ تاثیرى ندارد، و به دلیل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نمیگیریم.

ـ نقد و بررسى:

درست است كه اینگونه مسائل جنبه شخصى دارند، و دانستن یا ندانستن آن تأثیرى در زندگى ما ندارد، ولى امامان ما مانند انسانهاى عادى نبودهاند كه بىتفاوت از كنارشان بگذریم، زیرا آنها هادیان و رهبران دینى و اجتماعى مردم هستند كه طبق نصوص متعدّد از آیات و روایات، داراى مقام عصمت و مصونیّت از خطا و اشتباه می باشند.

لذا دوستان و شیعیان آن حضرت دوست دارند سیره و روش آن امام را در مسائل خانوادگى و شخصى نیز بدانند و به ابهامات و یا سؤالات احتمالى ذهن خویش پاسخى مناسب بدهند. و این مسأله مختص به امام مهدى(علیه السلام) نیست، همانطور كه هنوز عدّهاى میپرسند: چرا امام حسن مجتبى(علیه السلام) با جعده ازدواج كرد؟ یا چرا امام جواد(علیه السلام) با امّ الفضل دختر مأمون یعنى كسى كه قاتل پدرش بود ازدواج كرد؟ آیا از آنها فرزندى باقى ماند؟ و... امام عصر(علیه السلام) نیز ا ز این قاعده مستثنى نیست، بلكه قضیه برعكس است، و حسّاسیّت در امام زمان(علیه السلام) كه مهدى موعود است، و قیام خواهد كرد، و حكومت جهانى را تشكیل خواهد داد، و... بیشتر است.

بنابراین، اساس بحث از زندگانى شخص آن امام مانعى ندارد، گرچه به علّت موقعیّت استثنایى وى كه همان در غیبت به سربردن باشد، ما اطّلاع چندانى نداریم. و ناچاریم به همان مقدار از ادلّه و ظواهر و عمومات اكتفاء كنیم.

یاد آورى یك نكته:

لازم به یاد آورى است كه بحث اصلى ما ازدواج امام زمان(علیه السلام) است، كه مطالب مذكور پیرامون همین عنوان است. ولى از مباحثى پیرامون فرزندان و ویژگىهاى همسر آن حضرت كه لازمه ازدواج است خوددارى كردیم، و سعى بر این بود كه به مقدار نیاز اكتفاء، و از زیاده گویى پرهیز نماییم.

تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 آذر 1393 06:23 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

جهان پیش از ظهور نور!

جهان پیش از ظهور نور!

انس بن مالك - خادم رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) - مى گوید:حضرت على (علیه السلام) از جنگ نهروان باز مى گشت، در محلى به نام ((برثا)) دستور اتراق داد. در آن جا راهبى به نام حباب در غارى منزل داشت. وقتى همهمه لشكر اسلام را مى شنود، از غارش ‍ كه مشرف بر میدان اتراق بود، پایین آمده و به دقت لشكر را بررسى مى كند، و با اظطراب و شتاب مى پرسد: این چه لشكرى است؟ فرمانده آن كیست؟
یكى از لشكریان به او مى گوید: این لشكر اسلام است و فرمانده آن امیرالمؤمنین على (علیه السلام) كه از جنگ نهروان باز مى گردد.
حباب با عجله از لابلاى مردم عبور كرده خود را به حضرت (علیه السلام) مى رساند و مى گوید:
- السلام علیك یا امیرالمؤمنین! كه به حق امیر مومنانى.
- اى حباب! تو از كجا دانستى كه من به حقیقت امیر مومنانم؟
- این مطلب را علما و روحانیون ما به اطلاع داده بودند. اما شما از كجا دانستید كه نام من حباب است؟
- این مطلب را نیز حبیبم رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) به من فرموده بود.
- دستتان را به من بدهید تا شما بیعت كنم. اشهد ان لا اله الا الله و محمد رسول الله و على بن ابى طالب وصیه...
- بگو ببینم خانه ات كجاست؟
- در غارى كه در همین نزدیكى قرار دارد.
- بعد از این در آن غار سكونت نكن! و در همین زمین مسجدى بنا كن و آن را به نام كسى كه مخارج ساخت آن را بانى مى شود، نام گذارى كن!
به زودى در كنار مسجدى كه تو مى سازى، شهرى بنا خواهد شد كه اكثر مردم آن ظالم و ستمگرند، و بلاى بزرگى در پیش خواهند داشت. به طورى كه هر شب جمعه هفتاد هزار عمل حرام زنا در آن مرتكب خواهند شد، هنگامى كه در ظلم و طغیان خود فزونى گرفتند، این مسجد را چند بار ویران خواهند نمود، اما هر بار گروهى از مومنین آن را دوباره بنا خواهند كرد. تا این كه در مرتبه سوم در محل آن به جاى مسجد خانه اى ساخته خواهد شد. بدان! كه ویران كنندگان این مسجد كافرند.

ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 7 آذر 1393 01:00 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

خداى را به خاطر منتى كه بر تو نهاد شكر كن!

خداى را به خاطر منتى

كه بر تو نهاد شكر كن!

سعید بن عبدالله مى گوید: پس از شهادت امام حسن عسكرى (علیه السلام) گروهى از مردم از جمله حسین بن نضر و شخصى به نام ابا صدام تصمیم گرفتند در مورد صحت ادعاى وكلاى امام زمان (علیه السلام) تحقیق كنند.
روزى حسن بن نضر تصمیم قطعى خود را گرفت و آماده حركت به سوى بغداد شد. به همین خاطر نزد ابا صدام رفت و گفت: مى خواهم به حج مشرف شوم.
ابا صدام گفت: امسال نرو.
حسن بن نضر گفت: نمى توانم صبر كنم. خواب و قرار ندارم.
آنگاه شخصى را به نام احمد بن یعلى بن حماد وصى خود كرد و به او سفارش نمود كه فلان مقدار از مالش را كه سهم امام هست به حضرت (علیه السلام) تحویل دهد، و تاءكید كرد: آن را به هیچ نماینده اى نمى دهى باید خود حضرت (علیه السلام) را دیده و با دست خود به حضرت تقدیم نمایى!
حسن بن نضر مى گوید وقتى به بغداد رسیدم منزلى كرایه كرده و در آن ساكن شدم. مدتى نگذشته بود كه شخصى نزد من آمد و خود را وكیل امام زمان (علیه السلام) معرفى نمود، و مقدارى لباس و سكه طلا نزد من گذارد. گفتم: این ها چیست؟
پاسخ داد: همین كه مى بینى.
پس از او، همین طور اشخاصى دیگرى یكى پس از دیگرى نزد من آمده و خود را وكیل امام زمان (علیه السلام) معرفى نمودند و مقدارى پول و لباس مقابل من مى نهادند و مى رفتند، و هیچ كدام علت آن را بازگو نمى كردند، تا اینكه اتاق از پول و لباس پر شد.
در این حال، احمد بن اسحاق از وكلاى معروف امام (علیه السلام) بود با مقدار زیادى از همان اموال نزد من آمد، و همان ترتیب بدون اینكه حرفى بزند آنها را نزد من نهاد و رفت.


ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 7 آذر 1393 12:54 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

نامت برای دفع بلا روی طاقچه است


اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند.!


این خاک احترام به دریا نمیکند.


نامت برای دفع بلا روی طاقچه است


ورنه کسی نگاه به آقا نمیکند.


"اللهم عجل لولیک الفرج"

تاریخ ارسال : جمعه 23 آبان 1393 03:09 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

بار هجران تو بردوش کشیدن تا کی . . ؟


طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی؟




 به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی؟




 پیش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی؟




 بار هجران تو بردوش کشیدن تا کی . . ؟



اللهم عجل لولیک الفرج

تاریخ ارسال : پنجشنبه 22 آبان 1393 09:46 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند.!


اینجا کسی برای تو جا وا نمیکند.!

این خاک احترام به دریا نمیکند.

نامت برای دفع بلا روی طاقچه است

ورنه کسی نگاه به آقا نمیکند.

تاریخ ارسال : پنجشنبه 2 بهمن 1393 02:15 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

گر قلب خسته دارم شمشیر بسته دارم

 

گر قلب خسته دارم شمشیر بسته دارم

پیرم ولی جوانم در انتظار مهدی


ای پیك هر شب من لبیك بر لب من


این است ارمغانم در انتظار مهدی

تاریخ ارسال : جمعه 16 آبان 1393 02:05 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه

رخ زیباى تو را، یاسمن آیینه به دست

قد رعناى تو را سروِ جوان چشم به راه


در شبستان شهود اشك فشان دوخته اند


همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه

تاریخ ارسال : جمعه 16 آبان 1393 02:02 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

نازنینا! نفَسى اسبِ تجلّى زین كن

 

در سراپرده چشمان خود آن چشم به راه!

نازنینا! نفَسى اسبِ تجلّى زین كن


كه زمین، گوش به زنگ ست و زمان، چشم به راه


آفتابا! دمى از ابر برون آ، كه بُوَد


بى تو منظومه امكان، نگران، چشم به راه

تاریخ ارسال : جمعه 16 آبان 1393 01:54 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

ستارگان سبب امان اهل آسمانند


امام زمان (عج):


وجود من برای اهل زمین سبب امان و آسایش است،


همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند

تاریخ ارسال : جمعه 16 آبان 1393 01:41 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار