مسئله موعود، فلسفه‌ای رو به آینده


                      http://s6.picofile.com/file/8193274168/24820163164827588233956474772002551227.jpg

مسئله انتظار و موعود، در طول تاریخ بشریت و تاریخ ادیان الهی، از روزگاران بس قدیم مطرح بوده است. در این میان اقوام و ادیان الهی طرح مسئله «موعود» را به فراخور درک، بینش اجتماعی، ‌معلومات و خصوصاً از زاویه دیدی که این بشارت‌ها و انتظار موعودها تعبیرهای متناسب با فرهنگ و مقتضیات زمان خود باشد، وعده می‌داده‌اند.

این بشارت‌ها و اشارت‌ها در میان پیامبران بزرگ الهی از عمق و وسعت فرهنگی بیشتری برخوردار بوده است و از رهگذر فرهنگ وعده‌ها و بشارت‌ها در ذهنیت تاریخی و عینیت اجتماعی هر یک از امت‌ها، موعودی مورد انتظار با فلسفه‌ای رو به آینده شکل می‌یافته است.

بشارت‌ها و اشارت‌ها که درباره موعود و ظهور منجی و عدل‌گستر جهانی‌، در منابع ادیان آسمانی و دیگر آثار حکمای قدیم‌، رسیده است پیوسته به‌دنبال تبیین افق انتظار به‌عنوان فلسفه‌ای رو به آینده جهت تحقق آرمان‌های انسانی و الهی بوده است.


ادامه متن در ادامه مطلب...









ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 22 خرداد 1394 12:46 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

نادرستی تشکیک در «مهدویت»


                       http://s3.picofile.com/file/8193142526/emam_zaman_mahdi_wallpaper_15.jpg

مفهوم موعود و منجی یکی از اصلی‌ترین مباحث در مجموعه ادیان آسمانی محسوب می‌شود. این مولفه، حتی در دیگر ادیان نیز به شکل‌های گوناگونی بیان شده است و حکایت از نجات‌دهنده‌ای دارد که بشر را از چنگال ظلم و ستم رهانیده، انسان را به‌ سوی حقیقت راستین وجودی‌اش هدایت می‌کند.[1] اما در حوزه اسلامی اعتقاد به «مهدویت» نمود دیگری دارد و همه فرق اسلامی به موضوع مهدویت معتقدند؛ چرا که احادیث باب مهدویت آن‌قدر زیاد هستند که در تواتر آن هیچ خدشه‌ای وارد نمی‌شود و حتی مغرض‌ترین افراد وهابی نسبت به شیعه نیز به تواترش اعتراف نموده و بدان اذعان دارد.
«بن‌باز» مفتی معروف وهابیت در این باره می‌گوید: «امر مهدی(علیه السلام) امری معلوم بوده و احادیث آن مستفیض بلکه متواتر بوده و همه اهل علم حکم به تواتر آن را بیان کرده‌اند ... احادیث آن بعلت کثرت طرق روایت آن دارای تواتر معنوی می‌باشد و اختلاف در روات و الفاظ دلالت بر آن دارد که امر آن شخص موعود ، ثابت اشت و خروج او حق می‌باشد».[2]

ادامه متن در ادامه مطلب...


تاریخ ارسال : پنجشنبه 21 خرداد 1394 01:55 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

نشانه‌های ظـهور‌ مـنجی در آئین یهود و اسلام


                   http://s6.picofile.com/file/8193136526/n00239058_r_b_022.jpg

معرفی موعود آخرین دوران زندگی بشر امری است که از دیرباز ادیان و مکاتب مختلف به آن اهتمام ورزیده‌اند. دیدگاه‌های مشترک ادیان درباره منجی آخرالزمان از قرار زیر است:
1. وعده بشارت ظهور؛
2. شخصیت والا و منتخب منجی؛
3. حکومت جهانی؛
4. برقراری صلح و عدالت و شکست بساط ظلم؛
5. وارثان زمین شدن صالحان و مظلومان.

علائم و زمان‌ ظـهور‌ مـنجی مـوعود در آئین یهود و شباهات آن با اسلام:
مساله منجی موعود در آئین یهـود تـا آن‌جا مورد توجّه‌ قرار‌ گرفته‌ است كه حتی به علائم ظهور این منجی موعود اشاراتی شده است‌ از‌ جمله این که در دوره‌ای كه موعود ظهور می‌كند، جـوانان بـه پیران بـی احترامی‌ كرده‌ و آن‌ها را خجالت خواهند داد. فرزند از پدر خود حـیا نـمی‌كند. محل‌ تحصیل‌ و مطالعه به اماكن فساد مبدّل شده؛ دانش‌ دبیران‌ فاسد‌ خواهد گشت و كسانی كه از خطا كردن‌ بترسند‌ منفور خـواهند بـود.[1]
دسـت‌ها به خون و انگشت‌ها به شرارت آلوده است. انصاف‌ از‌ آدمیان دور شده و عـدالت با‌ آنان‌ فاصله گرفته‌ است‌. گناهان‌ فزونی گرفته و خطاها بسیار شده است‌ و علیه‌ آنان گواهی می‌دهد.[2]

ادامه متن در ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : پنجشنبه 21 خرداد 1394 01:46 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

"مهدویت" در گفتار امام هادی


http://s3.picofile.com/file/8192786968/21943.jpg

رهروان ولایت ـ در این عصر و زمان مهم‌ترین اندیشه؛ اندیشه مهدویت است که تمامی مسلمین جهان به انتظار نشسته‌اند تا منجی عالم بشریت، از راه برسد و جهان را پر از عدل و داد کند. اما در این مجال به این مساله می‌پردازیم که ایا امام هادی(علیه‌السلام) هم با آن همه خفقان که در زمان خویش داشتند در مورد مهدویت و نجات مسلمین جهان سخنی به میان آورده‌اند یا نه؟

وقتی که در گفتار و روایات این امام هُمام(علیه‌السلام)  دقت کنیم، خواهیم دید که این اندیشه به وضوح و روشنی به چشم می‌خورد؛ ایشان در گوشه و کنار با یاران و اصحاب از این اندیشه سخن به میان آورده، و از نشانه‌ها و علائم ظهور و غیبت برای اصحاب سخن گفته است.

در زمان امامت امام هادی(علیه‌السلام) مساله ولایت و تفکر مهدویت، بیشتر بروز و ظهور پیدا کرده بود و این مساله اختصاص به شیعیان علوی هم نداشت، بلکه حتی عباسیان هم روایت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) را شنیده بودند که ائمه و جانشینان بعد از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله)  دوازده نفر هستند، و می‌دانستند از امیرالمومنین(علیه‌السلام) شروع می‌شوند و به حضرت قائم(عج‌الله‌تعالی‌فرجه) ختم می‌شود.[1] این مساله باعث شده بود که عباسیان در این اندیشه و تفکر باشند و برای نجات سلطنت خود دست به هر کاری بزنند و از طرفی امام هادی(علیه‌السلام) هم این مسئولیت خطیر را در بهترین موقیت‌ها برای اصحاب و یارانشان بیان می‌فرمودند.


ادامه متن در ادامه مطلب...



ادامه مطلب

تاریخ ارسال : سه شنبه 19 خرداد 1394 12:36 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

«مهدویت» در کلام امام حسین

http://s6.picofile.com/file/8192782384/1344608199.jpg

هر چند در زمان امام حسین(علیه‌السلام) به جهت حاکم بودن فضای امنیتی و اختناق شدیدی که از سوی دستگاه اموی اعمال می‌شد، از آن حضرت روایات چندانی(نسبت به دیگر ائمه) نقل نشده است، اما در عین حال روایاتی در زمینه‌های مختلف اخلاقی، فقهی، کلامی و... از آن حضرت در کتب روایی آمده است. در احادیث اعتقادی آن حضرت به مساله «مهدویت» توجه ویژه شده و به ابعاد مختلف این مساله پرداخته است. اینک برخی از آن‌ها را مرور می‌کنیم:

نسب حضرت مهدی(عجل‌الله‌فرجه‌الشریف)
امام حسین(علیه‌السلام) بارها حضرت مهدی(علیه‌السلام) را نهمین امام از نسل خود معرفی کرده است. آن حضرت در پاسخ شخصی که از تعداد ائمه سوال کرد، عدد ائمه را با عدد نقباء بنی اسرائیل یکی دانست. و پس از آن به درخواست آن شخص نام تک تک آن‌ها را ذکر کرد، تا این‌که به نام امام زمان(علیه‌السلام) رسید، فرمود: «بعد از او(امام عسکری(علیه‌السلام)) فرزندش خلیفه و جانشین او مهدی(عجل‌الله‌فرجه‌الشریف) است که فرزند نهم من است». او در موارد دیگری نیز به این حقیقت که امام مهدی(علیه‌السلام) از نسل او است اشاره می‌کند. آن حضرت می‌فرماید: «نهمین فرزندم، قائم ما اهل بیت(علیهم‌السلام) است».[۱]


ادامه متن در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

تاریخ ارسال : سه شنبه 19 خرداد 1394 12:24 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

امام زمان در منابع اهل سنت


http://s3.picofile.com/file/8192428768/010.jpg

مدتی قبل و هر از چندگاهی شبکه‌های ضد شیعی در باب امام زمان حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) این سخن ابن حزم را مبنی در عدم وجود ایشان نقل می‌کنند: «ابن حزم اندلسی»(متوفی ۴۵۶ هجری) در کتاب «جمهره انساب القریش» که به انساب قریش پرداخته است در صفحه۶۱ می‌نویسد: حسن عسکری آخرین امام شیعیان است و اولاد نداشت. و پس از آن نتیجه می‌گیرند اهل سنت اعتقادی به مهدی(عجّل‌اللّه‌تـعالی‌فـرجه‌الشـریف) ندارد.

ما در پاسخ می‌گوییم برخی پژوهش‌گران، فقط از پیـامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) چهارصد حدیث در منابع‌ روایی برادران اهل سنت و حدود شش هزار حدیث در منابع شـیعی و سـنی درباره‌ی وجود مهدی موعود(عجّل‌اللّه‌تـعالی‌فـرجه‌الشـریف) گزارش کرده‌اند.[1]
پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جواب به سؤالی دربارۀ اسامی ائمه، به صورت دقـیق بـه شمردن اسـامی آن بزرگواران مطابق اعتقاد شیعه از امام اوّل تا امام ئوازدهم  پرداخت. شیخ صدوق در این باره در کتاب گران‌قدر خود،کمال الدین، از پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله)‌ 37‌ روایت نقل‌ کرده است که به دلیل پرهیز از اطالۀ کـلام،خوانندۀ فاضل را به ملاحظۀ آنها در همان کتاب‌ ارجاع می‌دهیم.

نویسندگان اهل سنت و امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)

آن‌چه برادران اهل سنت ما در مورد امام منتظر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) نوشته‌اند شامل کتاب‌های بسیاری می شود که در ذیل به عناوین برخی از این کتابها اشاره می کنیم:
1-ابو نعیم اصفهانی(از بزرگان علمای اهل سنت)، سه کتاب به نام های مناقب المهدی، صفات مهدی و کتاب چهل حدیث را در مورد امام مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) نوشته است
2-جلال الدین سیوطی دو کتاب به نام های العرف الوردی فی اخبار المهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) و علامات مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) نوشته است
.


ادامه متن در ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : یکشنبه 17 خرداد 1394 11:38 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

ائمه اطهار، طلایه‌دار مبارزه با انحراف در مهدویت


حضرت مهدی

«مهدویّت» و آموزه‌های آن، سابقه‌ای بس طولانی در اسلام دارد و نقش تأثیرگذار آن بر کسی پوشیده نیست و از طرفی مسلمانان به خصوص شیعیان به این امر بنیادین، اعتقاد راسخ دارند و آن را یکی از باورهای اصولی و اصیل خویش بر می‌شمرند. روشن است، هر چه باوری، واقعی و اصیل بوده و در قلوب توده‌های مردم رسوخ کرده و برای آنان با اهمیت باشد چشم طمع افراد، بیشتر متوجه آن شده، درصدد سوء استفاده برخواهند آمد.
مهدویّت به جهت ویژگی‌های اصیل و پرجاذبه‌ی آن برای مسلمانان، بیشتر در معرض بهره‌جویی و سوء استفاده مدعیان مهدویت قرار گرفته است. پیشینه طولانی فرقه‌های منحرف که به قرن نخست باز می‌گردد، دلیلی بر این مدعا است؛ زیرا تا باوری اصیل و واقعی وجود نداشته باشد، باورهای دروغین و غیر واقعی بی معنا و لغو خواهد بود. پس گروه‌های منحرف و کثرت آن‌ها دو چیز را در مورد مهدویّت آشکار می‌کند:
1‍. وجود اصل مهدویّت به عنوان یکی از باورهای اصیل مسلمانان؛
2. مهمّ بودن اعتقاد به مهدویّت در اذهان و قلوب آنان.


ادامه مطلب در ادامه متن...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : یکشنبه 17 خرداد 1394 11:32 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

در عصر غیبت امام عصر به کجا پناه بریم؟

سیم خاردار

تربیت معنوی و اخلاقی آن‌چنان مهم و برای زندگی انسان‌ها حیاتی است که یکی از اهداف بعثت انبیا(علیهم السلام)، خصوصا نبی مکرم اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تربیت معنوی بشریت دانسته شده است.[1] در حدیثی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هدف بعثت خود را کامل کردن فضائل اخلاقی دانسته است.[2]

اگر چه بشر از جهت علم و صنعت و راحتی در زندگی و کسب معاش، پیشرفت‌های حیرت‌انگیزی داشته است، اما از جهت معنویت و اخلاق بسیار افت کرده است. این افت معنویت و اخلاق، در حال حاضر آن‌چنان چشم‌گیر است که بسیاری از اندیشمندان شرق و غرب از آن رنج می‌برند و در فکر پیدا کردن راهی برای برون‌رفت بشریت از آن هستند.
به راستی کاروان امروز بشریت درغرب با بحرانی بزرگ‌تر از گذشته دست و پنجه نرم می‌کند. بحرانی که روح و معنای زندگی را از آن‌ها گرفته است. بحرانی به نام «بحران معنویت».

پوچ گرایی و نیست‌انگاری (نیهیلیسم) از بیماری‌های تمدن جدید غرب است. امروزه هنر و فرهنگ در مسائل جنسی و لذات مادی خلاصه می‌شود. تجارت سودآور فحشا، درحال حاضر گوی سبقت را از تجارت مواد مخدرهم ربوده است. سود این تجارت سالانه 52 میلیارد دلار است.[3] بحران معنویت بنیاد خانواده را در غرب از هم پاشیده است. درآمریکا نیز روزانه 1300 کودک نامشروع متولد می‌شود و 1100 طفل دیگر سقط می‌شود.[4]


ادامه متن در ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : یکشنبه 17 خرداد 1394 11:27 ق.ظ | نویسنده : منتظریـــار

بی‌لیاقتی بشر، دلیل محرومیّت از حضور امام زمان

یکی از سنّت‌های الهی این است که خداوند نعمتی را به مردم عطا نمی‌کند، مگر این‌که شایستگی و قابلیت دریافت آن وجود داشته باشد و  پس از عطای نعمت، آن را نمی‌گیرد، مگر آن‌که شایستگی و قابلیت آن را از دست دهند، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ [انفال/53] این [كیفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‏‌دهد، مگر آن‌كه آنان آن‌چه را در دل دارند تغییر دهند».  

از جملۀ این نعمت‌ها، نعمت امام و ولایت است که ابتدا خداوند نعمت حكومت اسلامى را توسط پیامبر اکرم(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) به مردم ارزانی شد تا بشریّت از آن بهره‌مند شده و در تحت لواى آن، عدل، آرامش و معنویت در جامعه تحقق یابد. اما مردم آمادگی چنین حکومتی را نداشتند و  پس از رحلت پیامبر(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) به دلیل بی‌لیاقتی که مردم از خود نشان دادند و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را که جانشین و خلیفه پیامبر(صلى‌‍الله‌علیه‌وآله) بود، تنها گذاشتند، خداوند این نعمت بزرگ را از آن‌ها گرفت و به رهبری بدترین مردم دچار کرد.

این سنت الهی در مورد وجود بابرکت ائمه دیگر جاری بود و سیر بهره‌مندی مردم از هم‌نشینی و مصاحبت با آنان با فراز و نشیب همراه بود و از زمان امام کاظم(علیه‌السلام) رفته رفته از سطح لیاقت و قابلیت‌شان کاسته شد و مردم توفیق کمتری برای ارتباط و هم‌نشینی با امام‌شان پیدا کردند تا این‌که در زمان امام حسن عسگری(علیه‌السلام) این حضور و ارتباط به کمترین حد خود رسید و این بی‌لیاقتی آن قدر شدت یافت که خداوند نعمت حضور امام در جامعه را از مردم سلب نمود وامام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از نظرها غایب شد.

امام باقر(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «هر گاه خداوند بر خلقش خشم کند، ما را از مجاورت آن‌ها دور می‌کند».[1] 
بنابراین محرومیت مردم از امامان به دلیل بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی خود مردم بوده است، چرا که این خود مردم بودند که با رها کردن اهل بیت و عدم پشتیبانی و اطاعت از آن‌ها، موجبات منزوی شدن و کنار گذاشته شدن آنان را فراهم آوردند و در نهایت موجب غیبت آخرین امام شدند.


ادامه متن در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 خرداد 1394 12:27 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

نیمه‌ی شعبان؛ فرصتی برای اندیشیدن

ایام ولادت حضرت صاحب(ارواحنا فداه)، علاوه بر سرور و شادی طبیعی و مقدسی که در پی دارد، زمان بسیار خوبی است تا مسایل کلان و مبنایی اسلام در باب «تشکیل حکومت در زمان غیبت» هم مورد دقت و بررسی قرار بگیرد. حکومت الهی و اسلامی، همان هدف تمام انبیا و اوصیا بوده و اساساً اجرای فرامین اسلام، بدون تشکیل حکومت، غیرممکن خواهد بود.
ظهور دین مبین اسلام در بدترین شرایط فرهنگی و اعتقادیِ بشریت، صورت گرفته است. افکار پوسیده و جاهلیت عمیقی که در عمق زندگی مردم آن زمان، رسوخ کرده بود هر شخص ناظری را به وادی ناامیدی می‌کشاند و او را از اصلاح امور، مایوس می‌کرد. در چنین شرایطی، طبیعی بود که معرفی و ابلاغ آخرین دین خدا بوسیله‌ی آخرین پیغمبر خدا، همراه با سختی‌ها و مشقت‌های فراوانی باشد. این سختی‌ها و مشقت‌ها به اندازه‌ای بود که برترین رسول الهی فرمودند: «هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد.»[1] پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت هم شداید و گرفتاری‌های عظیمی به خاندان و جانشینان ایشان روی آورد. شکستن حریم قدسی دختر رسول خدا و برترین بانوی عالَم خلقت، هتک حرمت و غصب حق امیرالمومنین علی(علیه‌السلام)، اهانت‌ها و سوءقصدها به امام مجتبی(علی‌السلام) و مصیبت بی‌نظیر کربلای حسینی(علیه‌السلام) تنها بخشی از رنج‌هایی است که خلفای پیامبر و حجت‌های بالغه‌ی الهی تحمل کردند تا آخرین دین پروردگار، باقی بماند و در میان مردم، گسترش یابد.
از سوی دیگر، نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که ابتدای بعثت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمان غیبت آخرین امام یعنی حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، حدود 200 سال به طول کشیده است و از دوران غیبت آن حضرت تا به امروز، بیش از هزار و صد سال گذشته است.
سوال جدی و اساسی مطرح شده این است که آیا «از غیبت صغری‏ تا کنون که هزار و چند صد سال می‏ گذرد و ممکن است صدهزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاری خواست بکند؟ هرج و مرج است؟!
 

ادامه متن در ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 خرداد 1394 12:18 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو