تبلیغات
منتظــــــــــــریار

من پشت کردم به همه دنیا

هر جای دنیایی دلم اون جاست

من کعبه مو دور تو می سازم

من پشت کردم به همه دنیا

تا رو به تو سجاده بندازم

هر روز حسم تازه تر میشه

غرق تو میشم بلکه دریا شم

بیزارم از اینکه تمام عمر

از روی عادت عاشقت باشم

گاهی پرستیدن عبادت نیست , با اینکه سر به مهر میذاری

گاهی برای دیدن عشقت

باید سر از رو مهر برداری

یک عمر هر دردی به من دادی , حس میکنم عین نیازم بود

جایی که افتادم به پای تو زیباترین جای نمازم بود

تاریخ ارسال : شنبه 29 آذر 1393 06:30 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

من می توانم به یقین بگویم که آن روز بسیار نزدیک است

من می توانم به یقین بگویم که آن روز بسیار نزدیک است



مایکل ویلیام کادری (Michael William Cadry) نویسنده کتابی آخرالزمانی است به نام «چیزی که چشمان شما تابحال ندیده است» (WHAT YOUR EYES HAVE NOT SEEN) و در این کتاب اشاره می کند به اینکه:

بسیاری در گذشته های نه چندان دور اشاره داشتند به اینکه بازگشت مسیح مقدس بسیار نزدیک است؛ اما رسانه ها هیچ توجهی به آنها نداشته و نخواستند هیچ کمکی به آنها ارائه دهند. اما من در این کتاب به روشنی بیان می دارم که بازگشت دوباره مسیح مقدس نزدیک است و او در زمانی کوتاه می آید؛ هر چند که جز خداوند عالیقدر هیچ کس روز و ساعت آن را نمی داند؛ نه من و نه شما، و نه حتی خود مسیح. اما من می توانم به یقین بگویم که آن روز بسیار نزدیک است؛ من آن را به وضوح درک کرده و به تجربه عمیقی از آن رسیده ام. و شما نیز بزودی به این حقیقت خواهید رسید و من امیدوارم که خداوند به زودی دلهای شما را با این بشارت روشن سازد و نور امید را در دلتان بتاباند.

آری، سرانجام آرامش و زیبایی به جهانی که ما در آن زندگی می کنیم بازخواهد گشت و ما آن روز را انتظار می کشیم.

لیکن آیا ما برای آن روز بزرگ و آن رویداد جهانی آماده ایم؟ آیا ما به اندازه کافی به او و ظهورش اندیشیده ایم؟ آیا امروز عیسی مسیح از تفکر و تلاش ما راضی و خشنود است؟

بدانید اگر او
امروز از ما راضی و خشنود باشد فردا که روبرویش ایستاده ایم لبخند رضایت را در سیمایش خواهیم دید.

بکوشیم و تلاش کنیم که خود را به زودی آماده و شایسته دیدار عیسای مقدس کنیم.

منبع:

1- سایت کتاب
«چیزی که چشمان شما ندیده است»
2- دانلود کتاب
«چیزی که چشمان شما ندیده است»
   

تاریخ ارسال : شنبه 29 آذر 1393 01:24 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

صبر اسرائیل طولانی نخواهد بود

صبر اسرائیل طولانی نخواهد بود و وقوع جنگ آرماگدون نزدیک است.

آن پترسون (Ann Peterson) سفیر آمریکا در قاهره در اظهاراتی در گفت‌وگو با یک رسانه اسرائیلی اظهارات عجیبی در مورد جایگاه مصر در طرح از نیل تا فرات سرزمین موعود صهیونیست‌ها مطرح کرده است. وی در این گفت‌وگو ادعا کرد که بازگشت یهودیان از تمامی نقاط جهان به سرزمین موعود از نیل تا فرات نزدیک است و در سال 2013 انجام خواهد شد.

 

پترسون با افتخار گفت که نقش محوری و مهمی در روند تحقق پیش‌بینی‌ها برای «ملت برگزیده خدا»! ایفا کرده است. مصری‌ها نیز هرگز مانع از بازگشت یهودیان به این کشور نمی‌شوند، بلکه به آنها متوسل می شوند تا به مصر بازگردند و آنها را از فقر و گرسنگی نجات دهند، چرا که مصر به زودی و احتمالاً در سال جاری میلادی اعلام ورشکستگی خواهد کرد.

وی در این گفت‌وگو با اشاره به احتمال جنگ آینده گفت که اسرائیل تحریک‌ها و تجاوزها و تهدیدات زیادی را متحمل شده و صبر طولانی نخواهد شد و سال 2013 میلادی که چهلمین سالروز شکست اکتبر 1973 میلادی است، فرا رسیده است.

وی تأکید کرد در شرایطی که اسرائیل مجبور به مقابله نظامی شود، در آن تردید نخواهد کرد و این جنگ همان جنگ آرماگدون خواهد بود که وقوع آن نزدیک است و آمریکا و انگلیس و ناتو و تمامی «کشورهای حامی صلح»!  برای دادن حقوق صاحبان حق به آنها وارد عمل خواهند شد، یهودیان دیگر اجازه تکرار هولوکاست را بر ضد خود در منطقه نخواهند داد.

وی با توهین به قومیت عربی و امت اسلامی گفت از آنجا که اعراب و مسلمانان طبیعت خشنی دارند و مایل به وحشی‌گری و تروریسم هستند، به علت اینکه یهودیان از آنها پیشرفته‌تر و ثروتمندتر هستد، به آنها حمله خواهند کرد، به همین علت این درگیری برای بقا خواهد بود و بقا نیز طبعا برای گروه قوی‌تر رقم خواهد خورد.

وی گفت که در کنار دیوار ندبه قسم خورده که حق یهود را به آنها بازگرداند و انتقام آواره کردن آنها در کشورهای جهان را بگیرد و ...

                                                                               ادامه مطلب...

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : شنبه 29 آذر 1393 01:16 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

واقعه انقلاب جهانی امام زمان (عج)

واقعه انقلاب جهانی امام زمان (عج) از نظر زمانی به دوران ما بسیار نزدیک است

آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر (عج) پیرامون «ایرانیان، زمینه‌سازان ظهور» سخنانی ایراد فرمودند که بخشی از آن را در زیر آورده ایم:

ایرانیان نه تنها در پایان دوران غیبت کبری زمینه‌سازان ظهور آن حضرت خواهند بود که در صدر اسلام نیز به عنوان مؤمنانی حقیقی شناخته می‌شده‌اند؛ همانگونه که در دوران ظهور نیز پای در رکاب یاری آن حضرت دارند و از صمیم جان در خدمت به ایشان می‌کوشند.

محدث اهل سنت احمد بن حنبل به نقل از پیامبر اکرم (ص) آورده است:

«نزدیک است که خداوند متعال اطراف شما را از عجم آکنده کند، آنان همچون شیرانی هستند که اهل فرار نیستند، آنان همچون شما می‌جنگند و غنایم شما را تصاحب می‌کنند».

بر اساس این حدیث، می‌توان دریافت که پیامبر اکرم (ص) ایرانیان را در زمان ظهور، مردمانی شجاع که از سر ایمان، سر در راه یاری آن حضرت می‌نهند، دانسته‌اند؛ چه اینان از صحنه‌های کارزار فرار نمی‌کنند و هر چند در غنائم با اعراب شراکت می‌کنند، اما شرکت‌ آنان در جنگ به طمع غنیمت و تحصیل منافع مادی نخواهد بود.

در فرهنگ شیعی کسانی که وقت خاصی را برای ظهور آن حضرت مشخص می‌کنند، »وقاتون» خوانده شده‌اند و مکرراً دستور به تکذیب آنان داده‌اند؛ اکنون می‌افزاییم که بدون آنکه بتوان زمانی را برای ظهور آن حضرت مشخص کرد، تنها می‌توان گفت که بر اساس قرائنی، زمان ظهور آن حضرت نزدیک است.

بلافاصله تکرار می‌کنیم که این سخن ما این است که بر اساس علائمی که برای ظهور مشخص شده است، می‌توان دریافت که واقعه انقلاب جهانی آن حضرت، از نظر زمانی به دوران ما بسیار نزدیک است، چه قسمت عمده این علائم متحقق شده و شماری از آن‌ها نیز در حال وقوع و جریان است.

گذشته از این اما، شماری از کسانی که به محضر حضرت ولی‌عصر (عج) بار یافته‌اند نیز بر این مطلب تأکید می‌کنند.

مدت‌ها پیش از این، یکی از صالحان روزگار شرف حضور در محضر آن حضرت را دریافت، در آن مجلس، گویا آخرین ذخیره الهی خطاب به آن مرد صالح فرموده بودند: «فرج من نزدیک شده است؛ دعا کنید که بدائی در این زمینه حاصل نشود«!

بدیهی است که آنچه نقل شد، نص کلام آن حضرت نیست؛ اما آنچه ایشان بر زبان آورده بودند مضمونی این چنین داشته است.

حال بر ماست که به مقتضای امر آن حضرت دعا کنیم که برای خداوند بدائی حاصل نشود و به زودی شاهد قیام فراگیر آن حضرت باشیم؛

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب‌الزمان بمحمد و اهل بیت الطاهرین.

سنت خداوند متعال بر آن بوده است، که پیش از وقوع هر یک از وقایعی که در سرنوشت انسان‌ها تاثیری شگرف دارد، علائمی را ظاهر سازد. این علائم نشان‌دهنده نزدیک شدن و یا به وقوع پیوستن این وقایع است. در این شمار است علائمی که پیش از ولادت پیامبر اکرم(ع) ظاهر شد؛ خاموش شدن بتکده فارس - که چندین هزار سال آتش را در خود افروخته داشت، خشک شدن دریاچه ساوه - که از عبادتگاه‌های زردشتیان بود-، فرو ریختن چهارده کنگره از کنگره‌های کاخ کسرای زمان و ... در شمار این علائم بود.

این علامت‌ها به گونه همسو، نشان از فرو ریختن بنای شرکت و ستم داشت؛ چه این نشانه‌ها در دو بعد شرک عبادی و نیز شرک اجتماعی، نشان از اضمحلال این دو داشت؛ و به خوبی دلالت بر ظهور توحید عبادی و توحید اجتماعی در قالب دین اسلام و حکومت عدالت‌گرایانه پیامبر اکرم می‌کرد، شکافته شدن دیوار خانه کعبه به هنگام ولادت امیرالمؤمنین(ع) و نیز فریاد جبرئیل در آسمان که خبر از ولادت آن حضرت می‌داد نیز در همین شمار است.

برای واقعه شکوهمند ظهور - که بدون تردید در شمار مهمترین وقایع عالم هستی است و از این جهت با واقعه مبعث پیامبر اکرم(ص) همسری می‌کند- نیز علائمی است. این علائم به گونه پراکنده در روایات اهل بیت (ع) بیان شده است و شماری از دانشمندان شیعی نیز به جمع‌آوری آن پرداخته‌اند.

در اینجا می‌خواهیم اشاره کنیم که شماره این علائم از 800 علامت فراتر است، اکنون با تفحص و دقت نظر در آن‌ها، می‌توان دریافت که بخش عمده‌ای از این علائم به تحقق پیوسته است. من خود، زمانی پیش از این به بررسی این علامت‌ها پرداختم و به وضوح دریافتم که نزدیک به 99 درصد از این علامت‌ها، پیش از این به وقوع پیوسته است، در آن میان، تنها حدود 10 علامت-  که از علائم حتمیه نیز هستند و یک سالی پیش از ظهور متحقق می‌شوند-، هنوز ظاهر نشده‌اند.

تاریخ ارسال : جمعه 28 آذر 1393 01:10 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

آیا امام زمان دارای زن و فرزند هستند ؟

ازدواج امام زمان (علیه السلام)

مقدّمه

 

یكى از مباحث پیرامون شخصیّت حضرت مهدى (عج)، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است، سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگى و وضعیّت زندگى اولاد او و كیفیّت زندگى آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احیاناً در اذهان بسیارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقیضى نیز مواجه میشوند.

اساساً غیبت طولانى آن حضرت از نگاه زندگانى شخصى و خصوصى وى این سؤال را بوجود میآورد كه آیا در این مدّت، حضرت مهدى(علیه السلام)ازدواج كرده است یا خیر؟

برخى این سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و میگویند: اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است، و لازمه این نیز فاش شدن اسرار و شناسایى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غیبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) و به امر شرعى مستحب عمل نكرده است، كه اینهم با مقام و شأن آن حضرت نمیسازد، زیرا وى رهبر دینى مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، باید پیشقدم باشد، و فرضِ وجود امامی كه مستحب مؤكّد شرعى را ترك كند، و در واقع عمل مكروهى را انجام دهد بسیار مشكل، و جاى استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نكرده باشد اشكال ترك مستحبّ از طرف معصوم، و اگر ازدواج كرده باشد اشكال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غیبت پیش می آید، و چون طرفین قضیّه با اشكال مواجه است، عدّهاى چنین نتیجهگیرى میكنند كه اصلا آن حضرت وجود ندارد.


ادامه مطلب

تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 آذر 1393 06:35 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

نقد و بررسى

ـ نقد و بررسى:

دلیل مزبور شامل دو قسمت است:

قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)، و امرى نیكو و مستحبّ شرعى است.

قسمت دوّم: امام زمان(علیه السلام) لزوماً به این سنّت و امر شرعى عمل میكند.

هر دو مقدّمه نیازمند بررسى و تأمّل است.

امّا استحباب ازدواج([5]) از آیات و روایات فراوانى استفاده میشود مانند: آیه شریفه (فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَآءِ)([6]) و آیه (وَأَنكِحُواْ الاَْیَـمَى مِنكُمْ وَالصَّــلِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآلـِكُمْ )([7]) و همچنین در حدیثى رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ازدواج را سنّت خود میداند([8])، و در حدیثى دیگر میفرماید: هر كسى از آن اعراض كند از من نیست.([9])و در روایاتى دیگر ازدواج امرى پسندیده و ممدوح دانسته شده([10]) و بر تولید نسل و بقاء آن توصیه شده و كثرت مسلمین مایه مباحات پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) شمرده شده است.

در اهمیّت و تشویق به ازدواج چنین آمده است: «هر كس ازدواج كند نصف دینش را بدست آورده است»([11])، و نیز امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «دو ركعت نماز كسى كه ازدواج كرده با فضیلتتر است از هفتاد ركعت نماز كسى كه بدون همسر است»([12])، و همچنین در روایات فراوانى نقطه مقابل ازدواج یعنى ترك ازدواج مذمّت شده و از ناحیه ائمّه(علیهم السلام) امرى مكروه و ناپسند شمرده شده است.([13]) كه این روایات نیز به قرینه مقابل دلالت بر استحباب ازدواج دارند.

با توجّه به آیات و روایات فوق و وجود كلمات امر مانند «انكحوا» در آیات، و تشویق به ازدواج در روایات، و توصیه كردن در عمل به سنّت رسول خدا، فقهاى بزرگوار اسلام، استحباب شرعى ازدواج را استنباط كرده و بر طبق آن به استحباب([14])، و بعضى به استحباب مؤكّد فتوى دادهاند، و برخى آن را در شرایطى واجب میدانند([15]).

و از سوى دیگر از عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب ازدواج بدست میآید كه

اوّلا: ازدواج چه به صورت دائم و چه به صورت غیر دائم (موقّت) مستحب شرعى است.

ثانیاً: استحباب ازدواج مخصوص مشتاقان و كسانى كه نیازمند به همسر میباشند نیست، بلكه شامل غیر مشتاقان و كسانى كه در خود احساس نیاز به همسر نمیكنند نیز میباشد.([16])

چرا كه علّت این حكم شرعى در اشتیاق به جنس مخالف و یا اطفاء (خاموش كردن) غریزه جنسى خلاصه نشده است، تا گمان شود ازدواج براى غیر مشتاقان استحباب ندارد، بلكه مواردى از قبیل: تكثیر نسل، و ابقاء نوع انسانى، و كثرت تعداد موحّدین، در استحباب شرعى ازدواج دخالت دارند.([17])

پس اگر ازدواج براى تأمین این اغراض هم باشد، از جهت شرعى مستحب است، و داراى مطلوبیّت شرعى است.

بدیهى است كه استحباب ازدواج فقط مختصّ به ازدواج دائم نیست، بلكه شامل غیر دائم و مِلك یمین (كنیزان) نیز میشود.([18]) و به همین جهت اینگونه به نظر میرسد كه تحقّق یك مرتبه از ازدواج در طول عمر براى عمل كردن به این مستحبّ شرعى كافى است، اگر چه بنا به عللى([19]) بین زوج و زوجه جدایى حاصل شده باشد.

امّا با تأمّل در روایاتى كه در آن عزوبت (همسر نداشتن) مكروه دانسته شده است حتّى براى مدّتى اندك([20])، معلوم میشود كه مقصود از استحباب ازدواج، استمرار آن تا پایان عمر است.

پس عمل كردن به استحباب ازدواج در صورتى كافى است كه استمرار و دوام داشته باشد نه فقط صرف تحقّق آن، همانطور كه این استحباب فقط به داشتن یك همسر نیست بلكه تعدّد آن نیز مستحب شرعى است.([21])

بنابراین در باره مقدّمه أوّل (ازدواج سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، و امرى مستحب است) چنین نتیجه میگیریم:

1 . ازدواج مستحب شرعى است، خواه نیاز به ازدواج باشد و خواه نباشد، خواه دائم و خواه موقّت.

2 . این استحباب دوام و استمرار دارد، و شامل تمام عمر انسان میشود.

3 . تعدّد همسر نیز مستحب شرعى است.

و امّا مقدّمه دوّم (لزوم عمل امام(علیه السلام) به امر شرعى و سنّت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ) در اذهان سؤالاتى را به وجود میآورد، از جمله اینكه:

با كثرت امور مستحبّى، آیا امام(علیه السلام) به همه آنها عمل میكند؟ یا اینكه از آن امور انتخاب كرده و گزینشى عمل میكند؟ آیا لزوم عمل به امور مستحب براى امام ضرورى است؟

بدون تردید امامان مانند پیامبران چون هدایت مردم را بعهده دارند، و رهبران الهى محسوب میگردند، همیشه در عمل به احكام الهى پیشقدم بودهاند، و اساساً رسالت آنان ایجاب میكرد كه أوّل خودشان عامل به احكام الهى باشند، و از دستورات الهى سرپیچى نكنند، و در صحنه عمل براى دیگران الگو و نمونه باشند، لذا عمل نكردن به اوامرى كه حكایت از محبوبیّت نزد خداوند دارد (خواه واجب و خواه مستحب) براى رهبران دینى مذموم است، و شأن و رسالت آنان اقتضاء دارد كه آنها به دستورات واجب و مستحب عمل كنند، پس امام(علیه السلام) نیز به آنها عمل میكند.

بنابراین، دو نكته در لزوم عمل كردن امام به مستحبّات وجود دارد.

1 . هدایت و رهبرى و الگوى كامل بودن براى مردم كه ایجاب میكند امام در زندگى و معاشرت و در برخورد با دیگران به نحو احسن عمل كند، و در عمل به دستورات دینى (واجب و مستحب ) پیشقدم باشد.

2 . اقتضاى شأن و منزلت انسان كامل ایجاب میكند كه به مستحبّات عمل كند، بدون تردید نكته أوّل در زمان غیبت امام(علیه السلام) موضوعیّت ندارد، زیرا امام(علیه السلام) در مرأى و منظر مردم نیست، و امامت وى در باطن است، نه در ظاهر.([22]) ولى نكته دوّم در رسیدن به مطلوب (امام پایبند به مستحبّات شرعى است، و سزاوارتر از دیگران است) كافى است.

با توجّه به دو مقدّمهاى كه گذشت، عدّهاى معتقدند كه امام زمان(علیه السلام) در عصر غیبت ازدواج كرده و صاحب همسر و فرزند است.

ب: استدلال به روایات:


ادامه مطلب

تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 آذر 1393 06:32 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

آیا ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگارى دارد؟

آیا ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگارى دارد؟

ـ نظریه دوّم: برخى معتقدند كه اساساً آن حضرت ازدواج نكرده است.

 

و تنها دلیل آنان این است كه:

ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگارى ندارد، زیرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است، و این امر باعث میشود كه حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود.

و از سوى دیگر غیبت به معناى خفاى شخص است، یعنى ناشناس بودن نه نامرئى بودن، در حالى كه با ازدواج كردن شناخته میشود، و حد اقلّ شناخته شدن شناسایى وى توسط همسرش میباشد.

امّا فلسفه غیبت بنا بر آنچه در روایات آمده است خوف از كشته شدن است، امام صادق(علیه السلام)درباره آن حضرت میفرماید: «براى غلام (مهدى(علیه السلام)) غیبتى است قبل از این كه قیام كند، شخصى پرسید: براى چه؟ فرمود: میترسد. سپس با دست مباركش به شكمش اشاره كرد([46])

مقصود امام صادق(علیه السلام) از این حركت احتمال كشته شدن آن حضرت است، و همچنین از امام سجّاد(علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: «در قائم ما سنّتهایى از پیامبران گذشته وجود دارد... و سنّتى كه از موسى(علیه السلام) در او هست، خوف و غیبت است([47])

بنابراین، فلسفهى غیبت، دورى و پنهان بودن از مردم است تا اینكه صدمه و گزندى به او نرسد، و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چیزى كه خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نیست، و ازدواج با این امر و فلسفه منافات دارد.

در نتیجه میتوان گفت: ازدواج كردن امرى است مستحب و پسندیده و مهمّ، و حفظ اسرار و پنهان زیستى و حفظ جان از گزند دشمنان امرى است اهمّ و مهمتر، و هر گاه امرى دائر شود بین مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برمیگزیند.

به عبارت دیگر مصلحت اهمّ و فلسفه غیبت بیشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غیبت مانعى است براى ازدواج و میتواند از فعلیّت ازدواج جلوگیرى كند، و حال كه ازدواج مانع دارد، ازدواج نكردن آن حضرت نمیتواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقى شود، چون كه وى اعراض نكرده، بلكه امر اهمّ را اختیار كرده است.

ـ نقد و بررسى: با عنایت به دلیل فوق ممكن است برخى در مقام جواب بگویند: پنهان زیستى و خوف آن حضرت از كشته شدن مانع از ازدواج نمی تواند باشد، زیرا در روایات موارد دیگرى نیز وجود دارند كه به عنوان فلسفهى غیبت شناخته میشوند، مانند:

الف) به دنیا آمدن مؤمنانى كه در صلب افراد كافر هستند، درباره این مطلب امام صادق(علیه السلام)فرموده است: «قائم ما اهل بیت تا تمام كسانى كه (مؤمنان) در اصلاب پدران خود به ودیعت نهاده شدهاند، خارج نشوند ظهور نخواهد كرد، و هنگامی كه همه خارج شدند آن حضرت بر دشمنان خدا پیروز شده و آنها را میكشد([48])

ب) امتحان الهى: امام كاظم(علیه السلام) به برادرش على بن جعفر فرمود: «براى صاحب این امر (امام مهدى(علیه السلام) ) غیبتى است، كه عدّهاى از معتقدین به وى برمیگردند، این غیبت محنت و سختى از طرف خداوند است كه با آن خلقش را امتحان میكند([49])

ج) سرّى از اسرار الهى: در روایتى از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده است: «صاحب این امر غیبتى دارد كه گریزى از آن نیست... راوى پرسید: چرا؟ فرمود: به دلیل امرى كه ما اجازه بازگو كردنش را نداریم. راوى پرسید: پس حكمت غیبت او چیست؟ فرمود: همان حكمتى كه در غیبت حجّتهاى دیگر خداوند بوده است كه پس از ظهورش كشف خواهد شد، همان طور كه فلسفه كارهاى خضر نبى(علیه السلام) براى موسى(علیه السلام) تا هنگام جدایى آنها كشف نشد، سپس امام فرمود: اى پسر فضل! این امر از امور خداوند و از اسرار الهى و غیبى از غیبهاى خداست([50])


ادامه مطلب

تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 آذر 1393 06:30 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

آیا سكوت بهتر نیست؟

آیا سكوت بهتر نیست؟

ـ نظریّه سوّم: گروهى دیگر می گویند نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف كرد، و در جواب این نوع سؤالات كلمه «نمیدانم» و «نمیدانیم» را بر زبان جارى می كنند، چرا كه اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادى ما نیامده است كه باید معتقد شویم به امام زمانى كه ازدواج كرده یا نكرده است، این نوع موضوعات از مسائل شخصى است كه معمولا در روایات نیامده و كسى هم به آن نپرداخته است، حتّى امام عسكرى(علیه السلام) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش چیزى نفرموده است.

نگاه اجمالى به تاریخ غیبت صغرى و كبرى حاكى از وجود نداشتن چنین مسائلى است، و حتّى كسانى كه توفیق لیاقت ملاقات با آن حضرت را یافتهاند، هیچگونه سؤالى درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است، و غالباً به دلیل مشكلات فراوان یا نیازهاى مادّى و معنوى و یا پرسیدن مسائل علمی از این گونه سؤالات غافل بودهاند، گرچه اساساً سؤال نكردن از ازدواج طبیعى است چرا كه خیلى اوقات پیش میآید كه سالها با اشخاص و دوستان زیادى آشنا هستیم ولى لزومی نمیبینیم كه از زندگى شخصى او سؤال كنیم، مثلا بگوییم آیا همسر دارید؟ اگر دارید دختر چه كسى است؟ آیا فرزند دارید؟ جنسیّت آنها چیست؟ و... لذا اساساً لزومی ندارد كه از این گونه امور مطّلع شویم و این مسائل در زندگى ما نیز هیچ تاثیرى ندارد، و به دلیل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نمیگیریم.

ـ نقد و بررسى:

درست است كه اینگونه مسائل جنبه شخصى دارند، و دانستن یا ندانستن آن تأثیرى در زندگى ما ندارد، ولى امامان ما مانند انسانهاى عادى نبودهاند كه بىتفاوت از كنارشان بگذریم، زیرا آنها هادیان و رهبران دینى و اجتماعى مردم هستند كه طبق نصوص متعدّد از آیات و روایات، داراى مقام عصمت و مصونیّت از خطا و اشتباه می باشند.

لذا دوستان و شیعیان آن حضرت دوست دارند سیره و روش آن امام را در مسائل خانوادگى و شخصى نیز بدانند و به ابهامات و یا سؤالات احتمالى ذهن خویش پاسخى مناسب بدهند. و این مسأله مختص به امام مهدى(علیه السلام) نیست، همانطور كه هنوز عدّهاى میپرسند: چرا امام حسن مجتبى(علیه السلام) با جعده ازدواج كرد؟ یا چرا امام جواد(علیه السلام) با امّ الفضل دختر مأمون یعنى كسى كه قاتل پدرش بود ازدواج كرد؟ آیا از آنها فرزندى باقى ماند؟ و... امام عصر(علیه السلام) نیز ا ز این قاعده مستثنى نیست، بلكه قضیه برعكس است، و حسّاسیّت در امام زمان(علیه السلام) كه مهدى موعود است، و قیام خواهد كرد، و حكومت جهانى را تشكیل خواهد داد، و... بیشتر است.

بنابراین، اساس بحث از زندگانى شخص آن امام مانعى ندارد، گرچه به علّت موقعیّت استثنایى وى كه همان در غیبت به سربردن باشد، ما اطّلاع چندانى نداریم. و ناچاریم به همان مقدار از ادلّه و ظواهر و عمومات اكتفاء كنیم.

یاد آورى یك نكته:

لازم به یاد آورى است كه بحث اصلى ما ازدواج امام زمان(علیه السلام) است، كه مطالب مذكور پیرامون همین عنوان است. ولى از مباحثى پیرامون فرزندان و ویژگىهاى همسر آن حضرت كه لازمه ازدواج است خوددارى كردیم، و سعى بر این بود كه به مقدار نیاز اكتفاء، و از زیاده گویى پرهیز نماییم.

تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 آذر 1393 06:23 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

نقل قولی از “سنگر اندیشه و بصیرت”:

نقل قولی از “سنگر اندیشه و بصیرت”:

پیش گفتار

طی بررسی آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، به وقایعی برمی‌خوریم که در نشئه دنیا رایج نیست، یعنی اینکه بوسیله قوانین حاکم در نشئه فعلی، بروز چنین اتفاقاتی عادی و ممکن نیست. این موضوع این سؤال را بر می‌انگیزد که آیا در زمان ظهور، نشئه اول تمام و نشئه‌ای دیگر برپا می‌گردد؟ در جواب این پرسش برخی معتقدند وقایع عجیب و غیرعادی که در اینگونه روایات مطرح شده همگی در چارچوب قوانین فعلی مادی امکان وقوع دارند اما توسط فناوری‌های بسیار پیشرفته‌ای که در آینده ابداع خواهد شد. لذا اینگونه افراد دوران حکومت حقه در زمان ظهور را ادامه نشئه فعلی می‌دانند. اگر چنین جوابی صحیح و منطبق بر واقعیت باشد می‌توان همین موضوع را برای قیامت قائل شد و مطرح نمود که تمام اتفاقات غیر عادی که در قیامت رخ می‌دهد توسط فناوری فوق مدرنی است که در آینده اختراع خواهد شد، و سپس این استدلال را دائما تکرار کرد و تا درجه انتهایی بهشت همه چیز را تکنولوژیک تصور نمود! اما چنین فرضیه‌ای توسط هیچکس مطرح نمی‌شود و غالبا قیامت نشئه‌ای جدید قلمداد می‌گردد.

مقدمه

‹‹آخرالزمان›› یا پایان دوران همانگونه که از نام آن برمی‌آید به انتهای یک دوره اطلاق می‌شود و مقطعی از زمان است که در آن تغییر از یک دوره به دوره‌ای جدید رخ می‌دهد. از آنجا که اکنون دوره دنیا برپاست آخرالزمان به انتهای دوره دنیا مربوط می‌شود.

آخرالزمان از دیدگاه ادیان به دورانی گفته می‌شود که وقایعی عظیم و عجیب در آن رخ می‌دهد و حاکی از انتهای زندگی به شیوه فعلی بر روی زمین است. انتظار می‌رود با سپری شدن آخرالزمان دوره جدیدی فرا برسد که بسیار با وضعیت پیشین آن متفاوت باشد. همچنین در این زمان است که ادیان الهی به ظهور مردی بشارت داده اند که ظلم و جور را از زمین بر می‌چیند و آن را پر از عدل و داد می‌سازد٫ نمونه چنین بشارت هایی در کتب آسمانی آمده است.

چکیده :

در این تحقیق به بیان علائم آخرالزمان و نشانه های زمانی آخرالزمان و اوصاف مردم آخرالزمان و علائم ظهور که به دو دسته حتمی و غیر حتمی تقسیم می شوند با بهره گیری از احادیث و روایات گرد آوری کردیم و در آخر به وظائف شیعه در آخرالزمان پرداختیم .

معنای کلمه ی آخر الزمان :

معنی کلمۀ آخر الزمان از معانی نسبی به شمار می رود،مثلا : زمان فعلی را که مدت یکهزار وچهارصد و اندی سال از هجرت پیامبر اکرم(ص)می گذرد نسبت به آن زمانی که آن حضرت مبعوث به رسالت و پیغمبری شده می توان گفت: آخر الزمان است و مدت پانصد یا هزار یا دو هزار سال آینده را نسبت به زمان فعلی ما می توان گفت: آخر الزمان است و…

بنابراین،آخر الزمان یک زمان معلوم و محدودی نیست تا بتوان گفت: فلان زمان آخر الزمان است؟همانطور که نمی توان زمان و موقع ظهور حضرت مهدی(عج) را تعیین نمود همانطور هم نمی توان آخر الزمان را محدود و معلوم کرد.البته از یک طریق می توان تا اندازه ای معنی کلمۀ آخر الزمان را دریافت و آن این است: وقتی اکثر علاماتی که پیامبر اسلام(ص)و آل اطهر آن حضرت خیر داده اند عملی شوند. می توان به آن زمان آخرالزمان گفت و در انتظار ظهور مهدی ( عج ) بود . و لذا بر منتظرین ظهور لازم است که با نگاهی به روایات معصومین (علیهم السلام ) با این علامات آشنا شوند تا هم با شرایط زمانی و مکانی و هم به وظایف خود در این زمینه آشنا گردند. (1)

علائم آخرالزمان :

در روایات اسلامی برای دوره ی آخر الزمان علایم و نشانه هایی ذکر شده که با تحقق این علایم و نشانه ها ، پی می بریم که هم اکنون در دوره ی آخر الزمان قرار داریم . اینک به برخی از این علایم و نشانه ها اشاره می کنیم :

1- گسترش ترس و ناامنی

امام باقر علیه السلام می فرماید : « لایقوم القائم إلا علی خوف شدید ….» ؛(2) « حضرت قائم علیه السلام قیام نمی کند مگر در دورانی پر از بیم و هراس .» و نیز فرمود : « مهدی علیه السلام هنگامی قیام می کند که زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران باشد . »(3)

2- تهی شدن مساجد از هدایت

پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ی وضعیت مساجد در آخر الزمان میفرماید : « مساجدهم عامره و هی خراب من الهوی »(4) ؛ « مسجدهای آن زمان و آباد و زیباست . ولی از هدایت و ارشاد و در آن خبری نیست . »

3- سردی عواطف انسانی

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید « فلا الکبیر یرحم الصغیر و لا القوی یرحم الضعیف ، و حینئذ یأذن الله له بالخروج »(5) ؛ « در آن روزگار ، بزرگترها و به زیر دستان و کوچکترها ترحم نمی کنند و قوی بر ضعیف ترحم نمی نمایند. در آن هنگام خداوند به او [ مهدی علیه السلام ] اذن قیام و ظهور می دهد . »

4- گسترش فساد اخلاقی

رسول خدا صلی الله علیه وآله می فرمایند : « قیامت بر پا نمی شود تا آن که زنی را در روز روشن و به طور آشکار گرفته ، در وسط راه به او تعدی می کنند و هیچ کس این کار را نکوهش نمی کند ».

محمد بن مسلم می گوید : به امام باقر علیه السلام عرض کردم : ای فرزند رسول خدا ! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد ؟ امام فرمود : « إذا تشبه الرجال بالنساء، و النساء بالرجال، و اکتفی الرجال و بالرجال ، و النساء بالنساء » ؛(6) « هنگامی که مردها خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان کنند . آن گاه که مردان به مردان اکتفا کرده و زنان و به زنان اکتفا کنند .»

5 – آرزوی کمی فرزند

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود : « رستاخیز بر پا نمی شود تا آن که کسی پنج فرزند دارد آرزوی چهار فرزند کند . و آن که چهار فرزند دارد می گوید : کاش سه فرزند داشتم ، و صاحب سه فرزند آرزوی دو فرزند دارد . و آن که دو فرزند دارد ، آرزوی یک فرزند بنماید . وکسی که یکی فرزند دارد آرزو کند که کاش فرزندی نداشت » .(7)

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : جمعه 14 آذر 1393 02:26 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار

تنگدستى من؛ و عنایت مولا!

تنگدستى من؛ و عنایت مولا!

ابو سوره مى گوید: روز عرفه براى زیارت قبر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) خارج شدم. وقتى اعمال روز عرفه به پایان رسید هنگام عشا مشغول خواندن نماز شدم و شروع به خواندن سوره حمد نمودم. همزمان با من جوانى - كه كنار من بود و قبل از نماز او را دیده بودم - با چهره اى زیبا كه لباسى تابستانى بر تن داشت شروع به اقامه نماز و خواندن سوره حمد نمود.
درست یادم نیست كه من، پیش از او یا پس از او نمازم را به اتمام رساندم.
صبح هنگام همگى از كربلا خارج شدیم. وقتى كنار رود فرات رسیدیم آن جوان به من گفت: تو قصد كوفه دارى، برو!
من از مسیر فرات رفتم و او از راه خشكى، وقتى از او جدا شدم، پشیمان شدم فورا بازگشتم و به دنبال او به راه افتادم. تا مرا دید گفت: بیا.
چون به پاى دیوار قلعه ((مسناه)) رسیدیم، خوابیدیم. وقتى بیدار شدیم، همچون پرنده اى بالاى خندق كوفه بودیم!
او به من فرمود: تو تنگدستى و عیالوارى برو پیش ابوطاهر زرارى، وقتى به خانه او رسیدى در حالى كه داستانش آلوده به خون قربانى است، از خانه خارج خواهد شد. به او بگو: جوانى با انى نشانى ها گفت: كیسه اى كه در آن بیست سكه طلا است و آن را یكى از برادرانت آورده است بیاور، آن را بگیر.
وقتى نزد ابوطاهر ابن زرارى رفتم، همانطور كه آن جوان فرموده بود ماجرا را براى او گفتم.
ابوطاهر گفت: الحمدالله، و او را شناخت. آنگاه داخل شد و آن كیسه پول را برایم آورد. من نیز آن را گرفته و بازگشتم!(1)

--------------------------------------------------------------------------------

1- غیبه شیخ طوسى، ص 299 و 300، التوقیعات الوارده؛ بحار الانوار، ج 51، ص 318 و 319.

تاریخ ارسال : سه شنبه 11 آذر 1393 01:21 ب.ظ | نویسنده : منتظریـــار
کل صفحات :3
1
2
3