تبلیغات
منتظــــــــــــریار

مهدی موعود...

هرچند بد...
حتی بدترین !
آقا ولی عاشق ترینم...
پیراهنی بفرست ، تا بهتر ببینم !


http://s5.picofile.com/file/8134550226/92776385418260282649.jpg

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم به چشم بر هم زدنی سنگ می شود
آقا ببخش که سرم گرم زندگی ست
کمتر دلم برای شما تنگ می شود


http://s5.picofile.com/file/8134550226/92776385418260282649.jpg

منّتـــی بر سر ما هم بگذاری بـــد نیسـت
آه !! کم چَشـــــــــم به راهَم بِگُذاری ، بد نیست

نگرانم که پس از مردن من برگردی ...
پای تابوت ، سَرِ بردنِ من برگردی

نکنــــد منتظــــــــر مردن مائـــی آقا ؟
منتظرهات بمیرند میایــــــــی آقــــا ؟


http://s5.picofile.com/file/8134550226/92776385418260282649.jpg

دل من هیچ
بیچــــــــاره دانه های تسبیحمــ ...
از بس برای دیدنت نذر کرده ام؛ سرگیجهـ گرفتهـ اند...
بگذریمـ...
گستاخی ام را بر من ببخش، مولای صبورم
و غـــــــــــــریبمـ ...
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


http://s5.picofile.com/file/8134550226/92776385418260282649.jpg

جنـس تنهــــایی تــــو

از نـــخ بــی مهـــری مـــاســت

هـــر چـــه مـــا بــــر گنـــه آلــوده تــریــم

از شــــما دور تـــریــم


http://s5.picofile.com/file/8134550226/92776385418260282649.jpg



تاریخ ارسال : جمعه 17 مرداد 1393 03:53 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

سرزمین واژه های وارونه...

جایی که "گنج"،"جنگ"میشود!

"درمان" ، "نامرد" و "قهقه"، "هق هق"!

اما"دزد"همان"دزد"و"درد"همان "درد"

و"گرگ"همان"گرگ"...!

 

آری سرزمین واژه های وارونه...

سرزمینی که"من" ،"نم" زده است،

"یار"،"رای"عوض کرده است،

"راه" گویی "هار" شده

و "روز" به "زور" میگذرد...

 

"آشنا" را جزء در "انشا" نمی بینی

وچه... "سرد" است این"درس"زندگی!!!

اینجاست که"مرگ"برایم "گرم" میشود ...

چرا که"درد" همان "درد" است ...



http://s5.picofile.com/file/8133291226/4be1slc_copy.jpg

تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 مرداد 1393 08:19 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

دعا کن من هم بیایم به پیشواز تو !

مولا جان،


  بار ها آمدی و نبودم


  در تقلای این زندگی


  نیازمند تو اما بی تو بودم !


  بارها آمدی ونیامدم


  بر دلم بارها نشستی و


  بی تو بودن را گریستم


  میدانم آمده ای...بسیار نزدیک...


  پشت پلک هایی که توان باز شدن به روی زیبایت را ندارد...


  پشت در، دلی که هنوز برای میزبانی تو پاک نشده...


  میدانم آمده ای ...


  دعا کن من هم بیایم به پیشواز تو !


http://s5.picofile.com/file/8133290484/siJ3oGn_300.jpg

تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 مرداد 1393 08:17 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد


بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد


بخوان دعای فرج را و ناامید مباش   
بهشت پاک اجابت هزار در دارد


بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد


بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال   
مسافر دل ما، نیت سفر دارد


بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد


بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد


اللهم عجل لولیک الفرج

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 مرداد 1393 08:14 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

جواب امام زمان:

جواب امام زمان:
تو خودت!
مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟
باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ،
ز غمخوارگی و مهر و عطوفت
تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه کسی راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد
چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی...
تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی!
هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.
خواهش نفس شده یار و خدایت ،
و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ،
و به آفاق نبردند صدایت
و غریب است امامت
من که هستم ،
تو کجایی؟
تو خودت کاش بیایی
به خودت کاش بیایی...!

تاریخ ارسال : دوشنبه 13 مرداد 1393 08:13 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!

 
http://s5.picofile.com/file/8133289900/%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D8%A8%DB%8C.gif
مثل هر بار برای تو نوشتم: دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟

و ای کاش که این جمعه بیایی!

دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟

تو کجایی؟ تو کجایی...

و تو انگار به قلبم بنویسی:

که چرا هیچ نگویند

مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟

و عجیب است

که پس از قرن و هزاره

هنوزم که هنوز است

دو چشمش به راه است

و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است

که گویند

به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!

و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!

http://s5.picofile.com/file/8133289900/%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D8%A8%DB%8C.gif

تاریخ ارسال : یکشنبه 12 مرداد 1393 08:11 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

چه عجب ...

چه عجب ...

 

 همه با سلام آغاز میکنند ولی انگار آغاز آشنایی ما با خداحافظ بوده است

 

 حتی یک لحظه قبل از رفتنت را در یاد هیچ کس نیست ...

 

 نمی دانم !!

 

 نمی دانم وقتی زمان می گذرد سهمم از بی تو بودن بیشتر می شود

 

 یا به تو نزدیک تر می شوم

 

 خدا کند به اندازه یک سلام وقت بماند !!!!!

 

 کاش میشد ببینمت ...


http://s5.picofile.com/file/8133289434/n00239545_b.jpg

تاریخ ارسال : یکشنبه 12 مرداد 1393 08:08 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

دوریت " درد " بی " درمان " است

امروز جمعه نیست ...

 

 " آقای " من ...

 

قرار نیست که فقط غروبهای " پنجشنبه " تا غروب " جمعه "

 

سراغت را بگیریم ...

 

قرار نیست فقط " جمعه ها " انتظار " ظهورت " را بکشیم ...

 

آری ...

 

" شنبه " هم می شود از " دوریت " ناله سر داد ...

 

" یکشنبه " هم می شود " انتظارت " را کشید ...

 

" دوشنبه " هم می شود دنبال " گمشده " گشت ...

 

 " سه شنبه " هم می شود با " آقا " درد دل کرد ...

 

" چهار شنبه " هم می شود به خاطر " آقا " گناه نکرد ...

 

یا بن الحسن

 

دوریت " درد " بی " درمان " است

 

 ای " پسر فاطمه "

 

امروز " جمعه " نیست اما ... " دلم " برایت " تنگ " است 

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی ( عج )

تاریخ ارسال : یکشنبه 12 مرداد 1393 08:06 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

می دانی آقــــــا؟؟؟




http://s5.picofile.com/file/8132501800/ujwk1zz2hva7818ludq.jpg

می دانی آقــــــا؟؟؟ 

نیامدن شما از نبودنتان دردناک تر است.....
نبودن از تقدیر است، امــّــا.....
نیامدن شما آقا از تقصیر است......
تقصیر من ، تقصیر ما ، تقصیر......؟!
"اللهم عجل لولیک الفرج"

تاریخ ارسال : سه شنبه 7 مرداد 1393 12:50 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

یا صاحب الزمان شرمنده ایم ..

ورود امام زمان اکیدا ممنوع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.

هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.

لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...

برای عروس بسیارمهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند.

از اینكه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود...

کاش می آمد ...

خیلی از كارت ها مخصوص بودند.

مثلا فلان دوست و فلان فامیل

فلان مدیر ...

خود و همسرش کارتها را می بردند

و سفارش هم میكردند كه حتما تشریف بیاورید

خوشحال میشویم

اگر نیایید دلخور میشوم.

دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و

حسابی خوش بگذرانند.

همه چیز هم تدارک دیده بود.

آهنگ – گروههای ارکست – وبسیاری چیزها و افراد و وسایل دیگر

آنها حتما باید باشند، بدون آنها که خوش نمی گذرد. 

بهترین تالار شهر را آذین بسته بودند

چند تا از دوستانشان که خوب میرقصند هم

حتما باید باشند تا مجلس گرم شود.

آخر شوخی نبود که- شب عروسی بود...

همان شبی که هزار شب نمیشود.

همان شبی که همه به هم محرمند.

همان شبی که وقتی عروس بله میگوید

به تمام مردان شهر محرم میشود

این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم... 

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر

 خداست. 

اما نه یادم آمد.

این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.

همان شبی که حتی داماد هم آرایش میکند.

همه و همه آمدند

حتی دایی که مسافرت بود همه بودند ...

اما .....................

اما کاش امام زمان "عج" هم حضور داشتند. 

حق پدری دارد بر ما...

مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عروس برایشان كارت دعوت نفرستاده بود،

اما آقا آمده بودند.

اما متاسفانه 

به تالار كه رسیدند سر در تالار نوشته بود:

(ورود امام زمان"عج" اكیدا ممنوع!)

آقا دورترها ایستادند و فرمودند: دخترم عروسیت مبارک!

ولی ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیایم ....

مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید

(آخر امامان پدر معنوی ما هستند)

دخترم من آمدم اما ...

گوشه ای نشست ودست به دعا برداشت 

و برای خوشبختی دختر دعا کرد....

یا صاحب الزمان شرمنده ایم ..

امام زمان

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 مرداد 1393 12:38 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا
کل صفحات :2
1
2