تبلیغات
منتظــــــــــــریار

آقا جون...


 تمام جمعه‏ ها چشم انتظارم
گل رویت ببینم در كنارم‏
حدیث عشق تو هر صبح جمعه‏
در آن دَم من ز هجرت بی قرارم‏
بیا در نُدبه با ما همنوا شو
سرآید با وجودت انتظارم‏
بیا ای مرهم زخم دل من‏
كه از خال رُخت من در خُمارم‏
بیا ای گوهر تابنده عشق‏
گدایی تو را من افتخارم‏


تاریخ ارسال : دوشنبه 30 دی 1392 02:43 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

آفتاب هدایت‏


چشمان منتظر ما، منتظران به خون بارش رفته است و با این قلب به كینه رفته نمی‏ توان تو را دید
 دست های به گناه آلوده‏ مان رو به پنجره‏ های نیایش است ولی با این همه ناصوابی نمی‏توان تو را نظاره‏ گر شد.
تو را می‏طلبیم، ای آرامش روحهای آزرده، نور تو را در این ظلمت شب خواهانیم تا روز را درك كنیم.
 ای آفتاب هدایت هرچه زودتر بر ما بتاب و ما را یاری فرما!
مولا جان! به تو محتاجیم! منتظران، منتظرند. 

تاریخ ارسال : دوشنبه 30 دی 1392 09:00 ق.ظ | نویسنده : منتظر یار

رخش بینم

یا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آید

بنشسته سر راهش ، شاید  ز سفر آید

تا چند بنالم زار  شب تا سحر از هجرش

كوكب شِمُرم هر شب ، شاید كه سحر آید

هر دم كه رخش بینم خواهم دگرش دیدن

بازش نگرم شاید یك بار دگر آید

 از دیده نهان اما اندر دل من جایش

 او را طلبم هر شب شاید كه ز در آید

با كس نتوانم گفت من راز درون خویش

كز درد غم هجرش دل را چه به سر آید

می سوزم و می سازم از درد فراق اما

تیر غم او بر دل افزون ز شمَر آید
"حیران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم

یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

تاریخ ارسال : یکشنبه 29 دی 1392 09:31 ب.ظ | نویسنده : رویـــــــا

آفتاب دل


ای خورشید پنهان در ورای ابرها!
 ای سرو افروخته در دشت‏های خاموش!
 ای قامت رعنای عدالت!
 ای دادرس مظلومان!
 ای فجر امید!
 ای فریاد آزادی!
 ای پیشوای محرومان!
 ای حامی مستضعفان و ای انقلاب‏گر پیروز!
 هر روز كه دستهامان می‏رود تا پنجره ‏ها را بگشاید، امیدهامان این است كه این بار آفتابی بتابد. آفتابی كه خانه‏ های دل را نور باران كند. ای عزیزی كه در دل‏ها حاضر و از چشم ‏ها پنهانی، ما لاله‏ های انتظار را در قلب‏ هامان هر روز آبیاری می‏كنیم و چشم بر راه گذاشته ‏ایم تا تو بیایی و با مژگانِ دیدگانمان، فرش راهت را جارو كنیم و لاله‏ های سرخمان را به پیشگاه تو بنشانیم.


تاریخ ارسال : یکشنبه 29 دی 1392 05:57 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

نظر مرحوم آیة الله حائری درباره مسجد جمکران


مرحوم آیت اللَّه حائری نسبت به مسجد جمکران عقیده خاصی داشت و خیلی از اوقات با بعضی دوستان به آنجا می رفت؛ حتی به یاد دارم که روزی فرمود: از ابتدای شهر تا مسجد جمکران را قدم کردم، و جمع آن قدمها را بیان فرمود که الان به خاطر ندارم.
در هر حال ایشان می نویسد: مسجد جمکران از آیات باهرات عنایت آن حضرت است. توضیح این مطلب در ضمن چند جهت - که شاید خیلی افراد از آنها غافل باشند - ذکر می گردد:
1 - داستان آن که در بیداری اتفاق افتاده است از کتاب تاریخ قم - که معتبر است - از صدوق رحمةاللَّه نقل شده است؛ مرحوم آقای بروجردی که مرد دقیق و ملّایی بود می فرمود: این داستان در زمان صدوق رحمةاللَّه واقع شده است، و نقل او دلالت بر کمال صحّت آن دارد.
2 - داستان مشتمل بر جریانی است که مربوط به یک نفر نیست؛ زیرا صبح که مردم بیدار می شوند می بینند که زمین با زنجیر علامت گذاشته شده است. این زنجیرها به درخواست خود جناب حسن به عنوان علامت مسجد کشیده شده بود تا مردم باور کنند، این زنجیرها تا مدتی در منزل سیّد محترمی - که ظاهرا سید ابوالحسن الرضا نام داشت - بوده و مردم به آن استشفاء می نمودند و بعدا بدون هیچ جهت طبیعی مفقود می شود.
ایشان بعد از ذکر سه دلیل دیگر مرقوم داشته است:
6 - متن دستور موافق با ادلّه دیگر است، زیرا هم نماز تحیّت مسجد، هم نماز صد بار إِیّاکَ نَعْبُدُ وَإِیّاکَ نَسْتَعین و هم تهلیل و هم تسبیح حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام در روایت وارد شده است.
7 - این دو داستان (1) که مشهود یا مثل مشهود خودم بود، و داستانهای دیگری هست که فعلا تمام خصوصیات آن را در نظر ندارم.
8 - با آنکه در آن موقع زمین بی ارزش بوده است، فقط یک مساحت کوچکی مورد دستور قرار گرفته است که ظاهرا حدود سه چشمه از مسجد فعلی است که در زمان ما خیلی بزرگ شده است.
نگارنده که خالی از وسوسه نیستم و خیلی خوش بین به نقلیات مردم نمی باشم، از این امارات قطع به صحت این مسجد مبارک دارم. و الحمدللَّه علی ذلک وعلی غیره من النعم التی لاتحصی. (2) .

پاورقی
(1) منظور دو داستانی است که در صفحات قبل گذشت.
(2) به نقل از کتاب خاطرات که به خط ایشان نوشته شده است.

تاریخ ارسال : یکشنبه 29 دی 1392 12:41 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

اس ام اس تبریک میلاد پیامبر اكرم (ص) و امام جعفر صادق(ع)



مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد

مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد

تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری

بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد

مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد

اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد

اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست

دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست

روز میـلادت شدم مست می عرفان تو

آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو . . .

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

در  شـــــام  ولادت دو  قــطب عالم / تبریک به  صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . .

گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند

عرشیان و فرشیان نام محمّد می‌برند

ولادت حضرت محمد بر شما مبارک

محمّد وارث پیغمبران است / که او سلطانِ شهرِ دلبران است

به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است . . .

میلاد خاتم پیامبران بر شما مبارک

دو چشمِ آمنه بر روی احمد / گره خورده دلش بر موی احمد

گهی خندان گهی محو تماشا / چو می‌بیند خمِ ابروی احمد

خجسته میلاد پیامبر اکرم مبارک باد

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : شنبه 28 دی 1392 04:27 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

گزیده ای از فرمایشات امام صادق (ع)

 

 اگر به کسی احسان نمودی مبادا آن نیکوکاری را با منّت بسیار و به رخ کشیدن تباه سازی».

«از ستیزه جویی بپرهیز، زیرا عملت را از بین می برد.»

«بسیار دعا کنید! چون خداوند، بندگانی را که دست نیاز بسوی او برمی دارند و بدرگاهش دعا می کنند، دوست دارد.»

«سه چیز محبت آور است: ۱ ـ دین داری ۲ ـ فروتنی ۳ ـ بخشش.»

«سه چیز کینه آور است: ۱ ـ نفاق ۲ ـ خودبینی.»

«سه خصلت قدر و منزلت فرد را پایین می آورد: ۱ ـ حسادت ۲ ـ سخن چینی ۳ ـ سبک مغزی (نادانی).»

«اگر خواهان احترامی نرمخو باش و اگر خواهان اهانتی تندخو باش.»

«هیچ جهلی زیانبارتر از خودپسندی نیست.»

«سودمندترین چیزها برای آدمی توجه به عیوب خود پیش از پرداختن به عیوب مردم است.»

«فرد مؤمن در سرای دنیا بیگانه و غریب است، نه از خواری آن بیتابی کند و نه در کسب عِزتش با دنیاپرستان رقابت نماید.»

امام صادق(ع) در جواب این سؤال که راه آسودگی کجاست؟ فرمود: «در مخالفت هوا و هوس

».راه رفتن با شتاب و عجله از بین برنده وقار مؤمن است.»

تاریخ ارسال : شنبه 28 دی 1392 03:24 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

فرمایشات حضرت محمد(ص)


 

«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد.»

«شجاع ترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد»

«بهترین کسب ها آن است که مرد با دست خود کار کند.»

«بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با تست.»

«لذت حسود از همه کس کمتر است.»

«خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.»

«ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد.»

«پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.»

«تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند.»

«صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند.»

«صدقه خشم خداوند را فرو می نشاند و از مرگ بد جلوگیری می کند.»

«خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد می کند.»

«نخستین چیزی که به حساب آن می رسند نماز است.»

«از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.»

«از یار بد بپرهیز که ترا به او شناسند.»

«استغفار وسیله محو گناهان است.»

«دروغ روزی را کاهش می دهد.»

«با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان با شما نیکی کنند.»

«پرخوری دل را سخت می کند.»

«سحرخیز باشید، زیرا سحرخیزی مایه برکت است.»

«کمال نیکی آن است که در نهان همان کنی که در آشکار انجام می دهی.»

«توبه از گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.»

«گشاده رویی کینه را می برد.»

«بهشت با ناملایمات قرین است و جهنم با خواستنی ها همراه است.»

«صدقه گناه را از بین می برد، چنانکه آب آتش را خاموش می کند.»

«حیا مایه زینت است.»

«تقوا مایه بزرگی است.»

«بهترین برادران شما کسانی هستند که عیوبتان را به شما آشکارا بگویند.»

تاریخ ارسال : شنبه 28 دی 1392 02:22 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) گرامی باد !



پیشاپیش فرخنده سالروز ولادت پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) گرامی باد !

تاریخ ارسال : شنبه 28 دی 1392 02:16 ب.ظ | نویسنده : منتظر یار

مرحوم آیة الله حائری و استشمام عطری خاص در مسجد مقدس جمکران


مرحوم آیت اللَّه حائری مرقوم داشته اند: در چند سال قبل... یک روز عصر با مرحوم آقای آقا سید حسین قاضی (پسر عموی علّامه طباطبائی) به مسجد جمکران مشرف شدیم. در مسجد بوی عطر مخصوصی به مشامم خورد. مثل آنکه کسی سابقا در این محل بوده و رفته و بوی عطر آن هنوز باقی است. آن نوع عطر هنوز یاد ندارم که حس کرده باشم.
موقعی که به قم برگشتم، برای نماز مغرب و عشاء به مسجد امام رفتم. هنگام مراجعت به خانه، همان بوی را در دکانی که دواهای قدیمی فروخته می شد حس کردم....
فردای آن روز، به آن دکان مراجعه کردم و جریان یک سنخ بودن جا خالی جمکران و جا خالی این دکان را برای صاحب دکان گفتم، و گفتم: معلوم می شود ما بیگانه نیستیم مطلب را بگو.
گفت: إن شاء اللَّه خیر است.
گفتم: آقا اینجا تشریف می آورند؟
گفت: ممکن است بعضی از اصحاب ایشان اینجا تشریف بیاورند.
نگارنده می گوید: چند سال قبل، این جانب برای یکی از دوستان هم بحث خود (جناب آقای سید حسن آل طه) در مسجد جمکران این جریان را از مرحوم آیت اللَّه حائری -استاد عظیم الشأن و متفکر خودمان- بازگو می کردم و در ذهن خود به دید ساده لوحی به آن می نگریستم. در آن اثنا چنان بوی خوشی فضا را عطر آگین کرد که سابقه آن را نداشتم، و این بوی خوش برای هر دو نفر ما تا مدّتها محسوس بود، و هرچه به اطراف نگاه کردیم کسی در حال عطر زدن نبود.

تاریخ ارسال : شنبه 28 دی 1392 09:39 ق.ظ | نویسنده : منتظر یار
کل صفحات :5
1
2
3
4
5